محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

21

تحفه خانى ( فارسى )

عضل عضويست مركب از عصب و از جسمى كه از اطراف استخوان و از غشائى مجلل روئيده است يعنى محيط و فراگزشته است و شبيه به عصب است و او را عصب « 1 » و رباط مىنامند و خلقت او از برائى تحريك اعضا است بحسب اراده بجاى مبداء عصب كه آن مبداء دماغ است و اين تحريك برين وجه است كه عصب هرگاه متصل مىشود و اراده برباط و هريك جنگ در يكديگر مىزنند و متشبث مىشوند كانّه كه شئ واحد مىشود و اراده هرگاه كه مقتضى تحريك عضوى از اعضا شود حركت مىكند قوت محركه فروگرفته است عضل را برسانيدن عصبى كه او جزو از عضل است و يا بطريق تشنج عضله و درين حال مستلزم حركت عضو است بجانب مبدا كه با طريق ارخا و سست ساختن عضله است و اين مستلزم حركت عضو بجانب خلاف مبدا كه به اين طريق آن تمدد است اوتار اجساميست كه او روئيده است از اطراف بعضى عضلات و اين قيد بعضى از براى آنست كه عضله پيشانى را وتر نيست و او شبيه بعصب است و متصل است اطرافش كه مقابل عصب است باعضاء متحركه و وتر مركبست در اكثر از عصبى كه آن جزو را عضله است و از رباطات و قيد اكثر اينجا نيز از براى آنست كه وتر گاهى متالف و مركب از غير عصب

--> ( 1 ) ن - عقب